دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصول گرایی پیامبر(ص)

No image
اصول گرایی پیامبر(ص)

كلمات كليدي : اصول گرايي پيامبر(ص)

نویسنده :

مردم طایف خدمت پیامبر اکرم(ص) آمدند و گفتند: یا رسول الله ما می‌خواهیم مسلمان بشویم. ما رزمندگان و دلیرمردان فراوان داریم که با آمدن بر سپاه شما می‌افزاییم. ولی سه شرط داریم، یکی این که به ما اجازه بدهید تا یک سال به بت پرستی ادامه دهیم. شرط دوم این که نماز را بر ما واجب نکن و ما را از نماز خواندن معاف بدار. شرط سوم این که ما را وادار نکن که بت ها را بشکنیم. عواطف ما را جریحه دار نکن. پیامبر اکرم(ص) فرمود: شرط اول قابل قبول نیست که به شما مهلت بدهم بت پرستی بکنید، تا بر تعداد سپاه ما بیفزایید. شرط دوم، پرستش بت هم ممنوع است. یک ساعت هم به شما مهلت نمی دهم. نماز را هم نمی شود ترک کرد. دین بی نماز که دین نیست. اما شرط سوم اشکالی ندارد. ما شما را وادار به شکستن بت ها نمی کنیم. خودمان آنها را می‌شکنیم. افرادی را مامور می‌کنیم تبر بردارند و سر و کله بت ها را خرد کنند. این مقدار با شما مدارا می‌کنیم که احساسات شما جریحه دار نشود.[1]



[1]. صفیر هدایت، انفال 1، آیت الله ضیاءآبادی.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS