دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اغلاق

No image
اغلاق

كلمات كليدي : اغلاق، بلاغت، مغلق، تعقيد معنوي، فصاحت

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

این مقاله به صورت تلخیص ارائه شده است و نسخه کامل آن به زودی ارائه می گردد.

در لغت به معنی «بستن در» و «به ستم به کاری واداشتن» و در اصطلاح اهل بلاغت آن است که دریافتنِ مفهوم و مقصودِ سخن را با به کار بستن واژه‌ها، اصطلاحات و ترکیب‌های مهجور و نامأنوس و آوردن تشبیهات و استعاره‌های دور از ذهن و مانند آن‌ها بر خواننده یا شنونده دشوار کنند، به گونه‌ای که مخاطب جز با غور و تأمّل در آن‌ها به دریافت معنی و مقصود راه نیابد. سخنی را که دارای این صفت باشد «مُغْلَق» می‌گویند. مانند این بیت:

حیرتِ حُسن تو از هوش چمن را برده است

شــــبنم آیینه به پـــــیشِ نـــفَسِ گُل دارد

(اشرف مازندرانی)

فرقِ اغلاق و تعقید معنوی آن است که اغلاق ممکن است موافق مقامِ بلاغت باشد و به فصاحت کلام لطمه‌ای نزند، امّا تعقید معنوی همواره مخالف مقام بلاغت و مخلّ فصاحت کلام است؛ به عبارت دیگر، سخنور اغلاق را به عمد به مقتضای حال و مقام در سخن خویش به کار می‌برد، امّا تعقید معنوی معمولاً از سر غفلت یا ناچاری در سخن واقع می‌شود و با حال و مقام مناسبتی ندارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS