دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امتحان الهی؛ هم با نعمت و هم با نقمت

امتحان الهی؛ هم با نعمت و هم با نقمت
امتحان الهی؛ هم با نعمت و هم با نقمت

امتحان الهی؛ هم با نعمت و هم با نقمت

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: یکشنبه 03 تیر ماه 1397

از نظر انسان‌ها، بیماری و شکست و هر اتفاق ناخوشایند از مصادیق امتحان و آزمون الهی است؛ در حالی که از نظر قرآن، انسان‌ها هم با نعمت وهم با نقمت مورد آزمایش قرار می‌گیرند. پس کسی که از نعمتی چون سلامتی برخوردار است گمان نکند که در محل ابتلاء و امتحان الهی نیست و تنها کسی که گرفتار نقمتی چون بیماری است، گرفتار امتحان الهی است؛ بلکه باید گفت که امتحان الهی بیشتر از آنکه در نقمت باشد در نعمت است.

از نظر قرآن کسی که از غنا و ثروت برخوردار است گمان نکند که مورد عنایت و تکریم الهی است، بلکه این دارندگی و غنا خود ابزار و اسبابی برای آزمون الهی است؛ چنانکه گرفتار نقمت و فقر نباید گمان کند تنها او گرفتار امتحان شده است. خداوند از نعمت در قرآن به عنوان محل ابتلاء و آزمون یاد می‌کند و می‌فرماید: اما انسان هنگامى که پروردگارش وى را مى‌آزماید و عزیزش مى‌دارد و نعمت فراوان به او مى دهد مى‌گوید پروردگارم مرا گرامى داشته است. (فجر، آیه 15)

همچنین درباره تنگدستی و فقر نیز می‌فرماید: و اما چون وى را مىآزماید و روزى‌اش را بر او تنگ مى‌گرداند مىگوید پروردگارم مرا خوار کرده است (فجر، آیه 16)

از نظر قرآن هر دو نعمت و نقمت، از مصادیق ابزار ابتلا و آزمون الهی است و هیچ فرقی میان آن دو نیست؛ موفق کسی است که از این آزمون‌ها سربلند بیرون آید و به تعبیر امیرمؤمنان علی(ع) فقر و غنای واقعی در روز قیامت معلوم می‌شود: إنَّ الْغِنَی وَ الْفَقْرِ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَی اللهِ.(تفسیر مبین، مغنیه، ج 1، ص 603)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS