دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امر به معروف و نهى از منکر

No image
امر به معروف و نهى از منکر امر به معروف و نهى از منکر

پسر بزرگوارشان، آقا یحیى مرندى در این زمینه مى گوید:

«آقا روش تربیتى خاصى داشتند و ما در طول عمرمان یکبار هم ندیدیم که مستقیماً امر یا نهى کنند، اگر خلافى از ما مى دیدند صبر مى کردند تا در فرصت مناسب آن را غیر مستقیم گوشزد نمایند. مثلاً مى فرمودند: یحیى! تفسیر نمونه فلان جلد را بیاور. فلان صفحه را برایم بخوان، من هم مى خواندم و بعداً متوجه مى شدم که چند روز پیش فلان کار از من سر زده بود. این آیه و تفسیر در آن رابطه هست، متنبه مى شدیم و روش ایشان را فهمیده بودیم و هنگام خواندن تفسیر نمونه یا کتاب دیگرى سعى مى کردیم به اشکالات خود پى ببریم و آنها را اصلاح نماییم.»([37])

حاج آقا جواد مرندى، فرزند ایشان نیز در این زمینه مى گویند:

«آقا از غیبت و سخن چینى و نمّامى جدّاً نهى مى کردند. افرادى مى آمدند همین که پیش ایشان شروع به این کارها مى کردند ایشان بسیار ناراحت مى شد و به شکلهاى مختلف به این ها مى فهماند که چنین مطالبى اینجا مطرح نشود.»([38])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS