دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اپوزیسیون

No image
اپوزیسیون

اپوزیسیون، مخالف، بریتانیا، پارلمان

یک واژۀ فرانسوی که به معنای مخالف و مخالفان است و در معنای وسیع کلمه، عبارت است از کوشش اتحادیه‌ها، حزبها، گروه‌ها، دسته‌ها و افراد برای دستیابی به هدفهایی در جهت مخالف هدف‌های دارندگان قدرت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، خواه با استفاده از شیوه‌های پارلمانی و خواه با روش‌های دیگر .

گروه یا گروه‌های مخالف دولت در پارلمان که معمولاً در اقلیت هستند (اپوزیسیون قانونی) در کشورهای که با روش دیکتاتوری یا تک حزبی اداره می‌شوند وجود ندارد و گروههای مخالف به طور غیر قانونی و مخفی کار می‌کنند.

نخستین اپوزیسیون سیاسی در سدۀ هجدهم میلادی در بریتانیا با دو گروه ( ویگ‌ها و توری‌ها ) پدید آمد که از نظر منشأ اجتماعی، اختلاف اساسی نداشتند و در بسیاری موارد با هم همصدا بودند و جنگ اکثریت و اقلیت میان آندو و جابجا شدن حزب حاکم و حزب مخالف، بیشتر جنبه اختلاف نظر سیاسی شخصی داشت.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS