دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

با چه سلاحی به مبارزه تنبلی برویم؟

No image
با چه سلاحی به مبارزه تنبلی برویم؟

یکی از کارهایی که در آموزه‌های دینی از آن نهی شده، کسالت و تنبلی است. در روایات متعددی از ائمه معصومین (علیهم السلام) بر دوری و پرهیز از تنبلی و تن‌پروری سفارش شده است و این صفت را شایسته یک انسان مومن ندانسته‌اند. در احادیث و روایات اسلامی بر پرهیز از دو خصلت بی‌‌حوصلگی و تنبلی توصیه شده زیرا اگر کم‌ حوصله باشی بر حق شکیبایی نکنی و اگر سست و تنبل باشی حقی را ادا نکنی. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) در تشریح نشانه‌های شخص تنبل می‌فرمایند: نشانه‌های شخص تنبل چهار چیز است: ۱- به قدری از خود سستی نشان می‌دهد که کارش به کوتاهی در کارها می‌کشد. 2- آنچنان در کارها کوتاهی می‌کند که کارها را ضایع می‌نماید. ۳ - ضایع نمودن کارها، او را به گناه می‌کشد. ۴- از انجام وظیفه، دلتنگ می‌گردد. امام علی(ع) نیز به تأخیر افکندن کار را از نشانه‌های تنبلی می‌دانند. ایشان همچنین درباره اینکه با چه سلاحی باید به مبارزه تنبلی برویم؟ می‌فرمایند: با عزم و اراده، به مبارزه سستی بروید. امام علی(ع) همچنین فرمودند: مؤمن به آنچه ماندنی است راغب است و از آنچه رفتنی است رویگردان ... از تنبلی به دور است و پیوسته سرزنده و کوشاست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS