دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بی اعتنایی به مومن و لعنت الهی

No image
بی اعتنایی به مومن و لعنت الهی

    دیدار مسلمان

    الإمامُ الباقرُ عليه السلام: أيُّما مسلمٍ أتى‏ مسلماً- زائراً أو طالِبَ حاجَةٍ وهُو في مَنزِلِهِ- فاسْتَأذَنَ لَه ولَم يَخْرُجْ إلَيهِ، لَم يَزَلْ في لَعْنَةِ اللَّهِ عزّوجلّ حتّى‏ يَلْتَقِيا. [1]

    هرگاه مسلمانى براى ديدار مسلمانى ديگر يا حاجت خواهى از او به منزل وى رود و اجازه ورود بخواهد و او بيرون نيايد، تا زمانى كه همديگر را ديدار كنند، پيوسته در لعنت خدا باشد.

    پیچوندن مومن

    الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: مَن صارَ إلى‏ أخيه‏ المؤمنِ في حاجَتِهِ أو مُسَلِّماً فحَجَبَهُ، لَم يَزَلْ في لَعْنةِ اللَّهِ إلى‏ أنْ حَضَرَتْهُ الوَفاةُ. [1]

    امام صادق عليه السلام: كسى كه براى طلب حاجت‏ خود، يا براى سلام و احوالپرسى نزد برادر مؤمن خود رود و او خود را از وى مخفى كند، تا زنده است، پيوسته در لعنت خدا باشد..

منابع:

  1. لاختصاص: 31.
  2. الكافي: 2/ 365/ 4.

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS