دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبلیغ

No image
تبلیغ

تبلیغ

حاج شیخ، بعد از استقرار در یزد و تشکیل خانواده، شروع به فعالیت هاى مذهبى و دینى نمود. از جمله آن ها امامت جماعت مسجد ریک است([36]) که از سال (1289 هـ .ش.) پس از درگذشت شیخ ملا اسماعیل عقدایى (صاحب تحفة السعید فى علم التجوید) آن را به عهده گرفت. حاج شیخ حدود 50 سال در این مسجد به اقامه نماز و ارشاد مؤمنان پرداخت و پس از وفات وى، این مهم به فرزندانش (حاج شیخ على و حاج شیخ حسین) سپرده شد.([37])

حاج شیخ، با کمال اخلاص و بى توجهى به دنیا، در راه تبلیغ اسلام و ارشاد مؤمنان گام بر مى داشت. وى، براى تبلیغ دین پاى پیاده و گاهى با ساده ترین مرکب ها به دور افتاده ترین روستاها مى رفت حتى زمانى که هیچ کس حاضر نبود به روستایى بد آب و هوا در بیرون از شهر «ابرقو» برود وى داوطلب رفتن به آن روستا مى شد. بسیارى از مردم در طول شصت سال عمر وى، از یزد و روستاهاى آن گرفته، تا شیراز، بم، قم، کرمان، رفسنجان، تربت حیدریه و... از منبرهاى روحانى او بهره مند شدند.([38])

هر گاه وى به مشهد مشرف مى شد. بى درنگ صحن نور و عتیق را براى خطبه و نماز جماعت وى آماده مى کردند. آقا سید جمال گلپایگانى، به محض باخبر شدن از آمدن حاج شیخ به نجف، امامت جماعت را به وى واگذار کرد. ایشان در مورد منبر حاج شیخ خطاب به یزدى ها گفته بود:

«شما یزدى ها، قدر شیخ غلام رضا را بدانید. مثل من بیست نفر در نجف هستند، امّا هیچ کدام حاج شیخ نمى شود.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS