دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجربه اشتباه

No image
تجربه اشتباه
تجربه اشتباه محمد امین تولى شک نکنید در درستى جمله بالا. البته این جمله براى من - که تازه شروع به نوشتن کردم- و حتى بزرگتر از من نیز مى‌خورد. چون قرار نیست هر کسى هر کارى مى‌کند درست باشد اگر این طور بود که هیچ لامپى اختراع نمى‌شد چون صد و چند بار اشتباه کرد و الان ما در تاریکى به سر مى‌بریم. این جمله نیز براى کسانى که این حرف را قبول ندارند مى‌گویم که خود آقا گفت: “دانشجو باید تحلیل سیاسى کند هر چند اشتباه” و جمله دیگرى نیز شهید مطهرى دارد که مربوط به انتخابات است که مى‌گوید: “ملت‌ها باید اشتباه کنند تا راه درست را پیدا کنند” (البته قریب به این مضمون.) اینکه مى‌بینیم نویسندگان، شعرا، دانشمندان، فیلسوفان بزرگى وجود دارد این طور نبوده که این افراد کسانى باشند که هر کارى که از اول کرده‌اند درست است چون این فرد کسى نیست جز ائمه معصومین و ما نیز معصوم نیستیم. پس اگر مى‌خواهى هر کارى کنى شروع کن، البته ببخشید، اشتباه کن تا شروع کنى و اشتباه کن تا بزرگ شوى و اشتباه کن تا درست شوی. اصلا اگر خواسته باشیم پا را فراتر نهیم به اینجا مى‌رسیم که خداوند توبه را براى که و براى چه قرار داده. مسلما کسى کار دست مى‌کند یعنى همیشه کارهایش درست مى‌باشد نیست بلکه براى امثال من مى‌باشد که اولین اشتباه خود را کردم و دارم مى‌نویسم ولى بعد توبه مى‌کنم و سعى مى‌کنم دیگر اشتباه ننویسم ولى چه باک چون راه گریزى نیست براى شروع، جز اشتباه کردن. حالا یک پیشنهاد مى‌دهم براى همه و اول به خودم و آن این که از این لحظه به بعد بیاییم به جاى واژه شروع واژه باسما و جرات دهنده اشتباه را جایگزین کنیم چون شروع بى‌اشتباه نمى‌شود. حال براى مصون ماندن از اشتباه یک راه وجود دارد و آن راه نیز از زبان حضرت امیر گفته شده: “من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطا” هر کس از آراى گوناگون استقبال کند صحیح را از خطا خوب بشناسد. نهج‌البلاغه حکمت 173
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS