دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله سید نورالدین حسینی شیرازی

No image
تدریس آیت الله سید نورالدین حسینی شیرازی

آیت الله شیرازى شاگردان زیادى را پرورش داد که به چهار نفر از آنان اشاره مى شود.

1. دکتر احمد بهشتى: فرزند شیخ عبدالمجید بهشتى است. تحصیلات حوزوى را نزد پدر آغاز کرد و در شیراز ادامه داد. آنگاه در قم به دروس آیات سید محمد باقر سلطانى طباطبایى، سید حسین بروجردى و امام خمینى(ره) حاضر شد. وى در سال 1339ش به دانشگاه گام نهاد و تا مقطع دکترى ادامه تحصیل داد و هم اکنون ریاست گروه فلسفه دانشگاه تهران و عضویت در مجلس خبرگان رهبرى را عهده دار است. دکتر بهشتى از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه مى باشد و تاکنون چهل و یک کتاب[7] در زمینه فلسفه و کلام، علوم اسلامى، معارف سیاسى و اجتماعى اسلام، علوم انسانى تربیتى و شخصیتها نوشته است.

2. آیت الله عبدالرحیم ربانى شیرازى.[8]

3. سید عبدالعلى آیت اللهى.[9]

4. آیت الله سید محمد هادى میلانى.[10]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS