دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس محمد ابن شهر آشوب سروی مازندرانی

No image
تدریس محمد ابن شهر آشوب سروی مازندرانی

شاگردان

وى زمانى که در شهرهاى بغداد، حلّه و موصل مى زیست و در اواخر عمر که در شهر حلب اقامت داشت و در دیگر شهرهاى اسلامى، شاگردان زیادى تربیت کرد که از این میان به افراد ذیل مى توان اشاره کرد :

1 - علامه سید محمد بن زهره حلبى (متوفى پس از 585 ق.)

2 - شیخ جمال الدین ابوالحسن على بن شعره حلّى جامعانى (متوفى 581)

3 - شیخ تاج الدین حسن بن على دربى4 - شیخ یحیى بن محمّد سوراوى5 - یحیى بن ابى طى حلبى6 - سید کمال الدین حیدر حسینى

ابن شهرآشوب یکى از اساتید علم حدیث و اجازه نقل حدیث بوده است. وى از اساتید خویش اجازه نقل روایت داشته و از آنها روایت مى کرده است. از جمله ایشان : شیخ ابومنصور طبرسى، محدث شیخ على ابن شهرآشوب، شیخ شهرآشوب، شیخ ابوعلى فضل بن حسن طبرسى (صاحب تفسیر «مجمع البیان»)، شیخ جمال الدین ابوالفتوح رازى، قطب الدین راوندى و... مى باشند.

هجرت

اوائل دوران خلافت مستضیئى (547 - 566) ابن شهرآشوب در بغداد بود و مستضیئى در تقویت افکار و گسترش عقاید و اقتدار علماى حنبلى سعى و کوشش مى نمود. رفته رفته فعالیتهاى چشمگیر ابن شهرآشوب از سوى مخالفان نادیده انگاشته مى شد و او را تضعیف مى کردند. از این رو بغداد دیگر مکان مناسبى براى ارائه فعالیت ابن شهرآشوب نبود. وى بغداد را به قصد شهر تاریخى و عالم پرور حلّه ترک کرد و به آن دیار مهاجرت نمود. ابن شهر آشوب در سال 567 ق. کرسى درس خود را در حلّه رونق بخشید و شروع به تدریس و تربیت شاگرد نمود و پس از سالیان دراز، حلّه را ترک کرد و به شهر موصل رفت و پس از اقامت زیادى در موصل سرانجام به شهر حلب (شهر ستارگان) هجرت کرد.

نویسنده روضات الجنات مى گوید :

«علت انتقال ابن شهرآشوب از عراق به شهر حلب آن بود که شهرستان مزبور در آن روزگار مجمع رجال و بزرگان بوده و مردم آنجا هم عموماً با امامى مذهبان بخوبى رفتار مى کرده و به مناسبت اینکه شهرستان حلب تحت نظر آل حمدان بود که امامى مذهب بوده اند... نسبت به علماى شیعه احترام مى کردند.»([1])



[1] - روضات الجنات (ترجمه)، ج7، ص215.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS