دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفکر کردن

که به خود ظلم کنی و به اولیای نعم خود که جان و مال و راحت خود را در راه هدایت تو فدا کردند، و با اشد مصیبت ها و اتبلاء(ات ) کشته شدند، و زن و فرزند آنها اسیر و دستگیر شد همه در راه هدایت و نجات تو، در عوض آنکه تشکر از زحمات آنها کنی و پاس مراحم آن ها را نگاه داری ، چنین ظلم فاحشی کنی و گمان کنی که فقط ظلم به نفس کردی .
تفکر کردن
تفکر کردن

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

ای انسان ظلوم و جهول !

که به خود ظلم کنی و به اولیای نعم خود که جان و مال و راحت خود را در راه هدایت تو فدا کردند، و با اشد مصیبت ها و اتبلاء(ات ) کشته شدند، و زن و فرزند آنها اسیر و دستگیر شد همه در راه هدایت و نجات تو، در عوض آنکه تشکر از زحمات آنها کنی و پاس مراحم آن ها را نگاه داری ، چنین ظلم فاحشی کنی و گمان کنی که فقط ظلم به نفس کردی .قدری از خواب غفلت بیدار شو و پیش نفس خود خجلت بکش ، و بگذار آنها را با همان ظلم هایی که از اعدای دین دیدند.دیگر تو که دعوی دوستی می کنی به آنها، ظلم مکن که از دوست و مدعی دوستی ناگوارتر است و زشت تر[1] .

    منبع :
  • چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره )،چاپ اول ، تابستان 1368، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، لیتو گرافی وچاپ گلشن .
    پی نوشت:
  • [1] - چهل حدیث ، ص 148

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS