دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تنگی وقت

آقا بداند که هر کس در سلوک الى الله تکاسل(تنبلی) ورزد، ستمى بر خود روا داشته است که کم ترین آه حسرتش ، برترین زبانه آتش دوزخ است .
تنگی وقت
تنگی وقت

تنگی وقت

متن:

آقا بداند که هر کس در سلوک الى الله تکاسل(تنبلی) ورزد، ستمى بر خود روا داشته است که کم ترین آه حسرتش ، برترین زبانه آتش دوزخ است . اگر آقا بیدار شد باید به فکر درمان دردهایش باشد که وقتى نمانده است و ابد در پیش است ، شست و شو لازم است و گفت و گو مى باید. هیچ کس جز خداوند ارحم الراحمین و اولیا وى به آقا مهربان تر از خود آقا به آقا نیست.

نکته‌ها و پیام‌ها:

1- بسیاری از شکست‌های آدمی در زندگی بر اثر امروز و فردا کردن و تنبلی است.

2- انسان نمی‌داند مرگ کی فرا میرسد لذا باید درتوبه و اعمال نیک تعجیل نمود.

3- باید هوشیار شد، فرصت اندک است و سفر طولانی، هرجه توشه بیشتر و بهتر سفر ابدی راحت‌تر و آسان‌تر.

    منبع دستور العمل: نامه ها و برنامه ها،علامه حسن زاده آملى، قم، قیام،1381، ص 114.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS