دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توجه به موت

بدان که یک سفر پرخطر لازمی در پیش است که عُدّه و عِدّه آن و زاد (و) راحله آن علم و عمل منافع است و وقت سفر، معلوم نیست چه وقت است . ممکن است وقت خیلی تنگ باشد و فرصت از دست برود.
توجه به موت
توجه به موت

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

ای عزیز!

بدان که یک سفر پرخطر لازمی در پیش است که عُدّه و عِدّه آن و زاد (و) راحله آن علم و عمل منافع است و وقت سفر، معلوم نیست چه وقت است . ممکن است وقت خیلی تنگ باشد و فرصت از دست برود. انسان نمی داند چه وقت کوس [1] رحیل می زنند که باید ناچار کوچ کند. این طول امل[2] که من و تو داریم که از حب نفس و مکائد شیطان و شاهکاری آن ملعون است ، به طوری ما را از توجه به عالم آخرت باز داشته که در فکر هیچ کار نیفتیم ... ناگاه اجل موعود در رسد و ما را بی زاد و راحله و بی تهیه سفر ببرد. نه عمل صالحی داریم و نه علم نافعی ... چه شده است که علم و عمل چهل و پنجاه ساله ما در قلوب ما اثر ضد بخشیده و دلهای ما را از سنگ خارا سخت تر کرده ؟ از نماز که معراج مؤ منان است ما را چه حاصل شده ؟کو آن خوف و خشیتی که لازم علم است ؟ اگر خدای نخواسته با این حالتی که هستیم ما را کوچ دهند، خسارت های بزرگی و حسرت های بسیاری در پیش داریم که زایل شدنی نیست ، پس نسیان آخرت از اموری است که اگر ولی الله اعظم امیرالمؤ منین علیه السلام بر ما بترسد از آن و از موجب آن که طول امل است حق است ، زیرا که او می داند این چه سفر پرخطری است [3].

    منبع :
  • چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره )،چاپ اول ، تابستان 1368، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، لیتو گرافی وچاپ گلشن .
  • [1] - زنگ
  • [2] - آرزو
  • [3]- چهل حدیث ، ص 151

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS