دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توکل

هر کس به خدا منقطع شود و امور خود را به او واگذارد، خدا او را از هر امری کفایت می کند، و روزی او را از جایی برساند که به گمان او نرسد، و هرکه به دنیا منقطع شود، خدا او را به دنیا واگذار نماید. (جامع السعادات، ج2، ص387)
توکل
توکل

توکل

قال رسول الله(ص): «مَن اِنقطَعَ الی الله کَفاه الله کُل مؤنةٍ و َرزقه مِن حیثُ لا یَحتسب و مَن اِنقطع الی الدنیا، وَکَلَه الله الیها»

توکل عبارتست از اعتماد قلبی به خداوند متعال در جمیع امور و تکیه بر حول و قوه الهی که این امر متوقف بر اعتقاد استوار بر فاعلیت خداوند در همه کارهاست.[1] توکل یعنی انسان همیشه به آنچه مقتضای حق است عمل کند و در این راه به خدا اعتماد کند، که خداوند حامی و پشتیبان کسانی است که حامی و پشتیبان حق باشند؛ توکل تضمین الهی است برای کسی که همیشه حامی و پشتیبان حق است.

معنای توکل این نیست که کاری نکنید و یکجا بنشینید و به خدا اعتماد کنید که او به جای شما وظیفه را انجام دهد؛ آیه ذیل در کمال صراحت توکل را امری پیمودنی و فارغ از گوشه‌نشینی و سکون معرفی می‌کند.[2] قرآن می‌گوید:

«وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى‌ ما آذَیْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ»[3]

«و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با اینکه ما را به راه‌هاى (سعادت) رهبرى کرده است؟! و ما به ‌طور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمى‌داریم)! و توکّل‌کنندگان، باید فقط بر خدا توکّل کنند.»

گفت پیغمبر به آواز بلند        با توکل زانوی اشتر ببند

گر توکل می‌کنی در کار کن         کشت کن پس تکیه بر جبار کن

ریشه توکّل‌

بنابر عبارات قرآنی، توکل ریشه در ایمان واقعی به خداوند متعال دارد.

«وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا انْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ: اگر مؤمنید بر خدا توکل کنید.[4]»

امام على(ع) مى‌فرماید:

«التَّوَکُّلُ مِنْ قُوَّةِ الْیَقینِ:[5] توکل نتیجه یقین قوى به خداوند است.»

علامت توکل

بدان که علامت حصول صفت توکل آن است که فرد مطلقاً مضطرب نشود و از زوال نعمت متزلزل نگردد؛ پس اگر سرمایه او را بدزدند، یا تجارت او زیان کند، یا باران کم آید و زرع او رشد نکند، راضی و خشنود و در کمال اطمینان خاطر باشد.[6]

توکّل، مهم‌ترین عامل پیروزى امام خمینی(ره)‌

علت استوارى ایشان، اتّکاى حقیقى بر قدرت لایزال پروردگار بود و دل را به خدا سپرده بود و جز او کسى را مؤثّر نمى‌دانست.

رهبرکبیر انقلاب اسلامى، در نامه‌اى خطاب به فرزندش مى‌نویسد: پسرم تلاش کن که دل را به خدا بسپارى و مؤثرى را جز او ندانى. مسلمانان، در شبانه‌روز چندین مرتبه «ایَّاکَ نَعْبُدُ وَ ایَّاکَ نَسْتَعینُ» مى‌گویند و عبادت و کمک را خاص خدا (بیان) مى‌کنند، ولی تنها کسانی بر هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمندی کرنش مى‌کنند و از هر کس استعانت مى‌جویند که جزو مؤمنان واقعی نباشند.[7]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS