دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جزء وارگی یا عضو وارگی

یک دستگاه را درنظر بگیرید. هر یک از قسمت‌های این دستگاه دو نوع هویت دارند. یک هویت مستقل به عنوان یک جزء (جزء‌وارگی) و یک هویت وابسته، به عنوان یک عضو از دستگاه (اندام‌وارگی). طلبه با رویکردی جدا و مستقل از مجموعه‌ی حوزه، جزء است ولی با رویکردی وابسته، عضوی از مجموعه‌ی...
No image
جزء وارگی یا عضو وارگی
جزء وارگی یا عضو وارگی یک دستگاه را درنظر بگیرید. هر یک از قسمت‌های این دستگاه دو نوع هویت دارند. یک هویت مستقل به عنوان یک جزء (جزء‌وارگی) و یک هویت وابسته، به عنوان یک عضو از دستگاه (اندام‌وارگی). طلبه با رویکردی جدا و مستقل از مجموعه‌ی حوزه، جزء است ولی با رویکردی وابسته، عضوی از مجموعه‌ی حوزه می‌باشد. هر طلبه نمی‌تواند رسالت‌هایی را که از مجموعه حوزه انتظار می‌رود، به تنهایی بر عهده بگیرد زیرا او یک عضو است؛ بلکه باید از بین مأموریت‌های کلانی که برای حوزه تعریف شده است، یکی را متناسب با استعداد، علاقه و نیاز جامعه برای جهاد علمی و عملی خود برگزیند. توجه به این نکته بسیار مهم است که این توزیع نقش‌ها، به اقتضاء اینکه طلاب جزئی از مجموعه حوزه هستند، با وجود انتظارات عمومی از آنها به عنوان یک عضو، منافات ندارد. در بین نیروهای نظامی، سلسله مراتب وجود دارد و هر نظامی، متناسب با جایگاه خود نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کند که در مجموع برآیند این ایفاء نقش‌های جزئی، منجر به تحقّق رسالت‌های کلّی آنها می‌شود. ولی هر نظامی به عنوان عضوی از نیروهای نظامی، باید از عهده‌ی پاسخگویی به حدّاقل انتظارات عمومی برخاسته از صنف خود، برآید. طلبه جوان نیز به خاطر عضویت در صنف روحانیت باید دارای حدّاقل‌هایی از دانش دینی باشد. طلبه نمی‌تواند بگوید « من طلبه هستم » و حدّ نصاب لازم عضویت در این صنف را دارا نباشد. پس طلاب به واسطه جزئیت، باید بخشی از مأموریت‌های ویژه حوزه را بپذیرند، و به واسطه عضویت، باید حدّاقل‌های این جایگاه را دارا باشند.
نشریه خشت اول

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS