دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حب و بغض

کسی که کردار نیکش او را خوش آید و رفتار بدش او را ناراحت کند به راستی مؤمن است. (برگرفته از نقطه های آغاز در اخلاق عملی؛ آیت الله مهدوی کنی)
حب و بغض
حب و بغض

حب و بغض[1]

قال الامام الصادق (ع): «مَن سرّته حَسنتُه و ساءَته سیّئَته فَهو مؤمن» (اصول کافی ج 2 ص 232)

خلاصه، خواستنها و نخواستنها ، دوستیها و دشمنیها ، خشنودی و ناخشنودیها همه و هه اساس زندگی انسان را تشکیل می دهد و با نبود این احساسات زندگی بی هدف باقی می‌ماند و شور و نشاط خود را از دست می دهد.

شخصیت انسان از مجموعه این احساسات ساخته می‌شود و به تعبیر صدرالمتألهین برای هر انسانی فصل ممیز و نوع جداگانه به وجود می آورد. قرآن کریم نیز براین نکته اشاره که می‌فرماید:

قل کل یعمل علی شاکلته…

رفتار هر کس طبق ساختار درونی اش می باشد…

بعضی تصور کرده اند که تنها شناخت خوبیا و بدیها موجب رشد وتعالی و برعکس جهل ونادانی یگانه علیت سقوط انسانها است، لکن این عقیده باطل است زیرا شناخت هر چند لازم و مفید است ولی کافی نیست ،چون بدون خواستن و اراده، انگیزه متحقق نمی شود چه بسا دانشمندانی که در مضرات مسکرات و موادمخدر کتابها نوشته‌اند و خود به آن معتادند .پس بی جهت نیست که گفته‌اند:

ان الحیوة عقیدة و جهاد

به راستی که زندگی عبارت است از عقیده و جهاد

اصولا زندگی بدون عقیده و عقیده بدون عشق و محبت و سوز و گداز مفهومی ندارد. پس ایمان یعنی محبت و محبت یعنی ایمان . تا کسی از چاشنی عشق و محبت نچشد مزه ایمان را نچشیده است

    پی نوشت:
  • [1] . مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص 78

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS