دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حج

کسی که حجّ خانه خدا بجا آورد ...همچون روزی که از مادر زائیده از گناهان خارج می‌شود. (سوگندهای پر بار قرآن، آیت الله مکارم شیرازی)
حج
حج

حج[1]

قال رسول الله (ص):«مَنْ حَجَّ الْبَیْتَ ... خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِه‌ کَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ امُّهُ» (عوالی اللئالی، ج 1، ص 426، ح 113)

در برنامه‌هاى اسلام، سه نوع اجتماع به چشم مى‌خورد:

1. اجتماع روزانه‌

نمازهاى پنجگانه هنگامى که به جماعت برگزار مى‌گردد، باعث مى‌شود که اهل هر محلّه‌اى روزى حداقل سه بار گردهم آیند. این گردهمایى از نظر اسلام بسیار با اهمیّت است، تا آنجا که اگر این گونه اجتماعات از ده نفر تجاوز کند، ارزش و ثواب آن قابل اندازه‌گیرى نیست.

به روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در این زمینه توجّه کنید:

«جبرئیل به همراه هفتاد هزار فرشته، پس از نماز ظهر نزد من آمدند. جبرئیل گفت: پروردگارت سلام مى‌رساند، و دو هدیه برایت فرستاده است. پرسیدم: آن دو هدیه چیست؟ گفت: ... و دیگرى خواندن نمازهاى روزانه به جماعت. پرسیدم: اى جبرئیل! ثواب نماز جماعت براى امّت من چقدر است؟ گفت: اگر دو نفر باشند، خداوند براى هر نفر در مقابل هر رکعت صد و پنجاه نماز منظور مى‌کند، و اگر سه نفر باشند ششصد نماز، واگر چهار نفر شوند، هزار و دویست نماز، و چنانچه پنج نفرباشند دو هزار و چهارصد نماز، و ... و اگر از ده نفر بیشتر شوند، چنانچه تمام آسمانها کاغذ، و تمام دریاها مرکّب، و تمام درختان قلم، و تمام جنّ و انس و فرشتگان نویسنده شوند، قادر بر شمارش ثواب یک رکعت آن نخواهند شد ...».[2]

با توجّه به روایت پرمعناى فوق، سعى کنیم این اجتماع روزانه را براحتى از دست ندهیم.

2. اجتماع هفتگى‌

در این اجتماع تمام مردم شهر شرکت مى‌کنند؛ و تشکیل آن تا یک فرسخ از هر سمتى ممنوع است. جالب اینکه این اجتماع با ویژگیهاى مذکور، مخصوص پیروان مکتب اهل‌بیت است. زیرا اهل سنّت هر چند نماز جمعه مى‌خوانند، ولى نماز جمعه آنان همانند نماز جماعت در مساجد مختلف شهر برگزار مى‌گردد، و مثل نماز جمعه شیعیان در مکان واحدى اقامه نمى‌گردد. در این اجتماع، خطیب جمعه مسائل مورد نیاز مردم از قبیل مسائل اجتماعى، اخلاقى، سیاسى و مانند آن را در خطبه‌ها مطرح مى‌کند. توفیق شرکت در این اجتماع بزرگ را نیز نباید براحتى از دست داد.

3. اجتماع سالانه‌

شرکت کنندگان در این اجتماع بسیار متنوّع هستند. از کشورهاى مختلف اسلامى و غیر اسلامى، از نژادهاى مختلف، سیاه و زرد و سفید، عرب و فارس و ترک و دیگر مسلمانان، همه و همه به سمت سرزمین وحى حرکت مى‌کنند، تا در اجتماع سالانه حج شرکت کنند. هنگامى که انسان در مسجدالنّبى و مسجدالحرام در کنار مسلمانهاى دیگر کشورها قرار مى‌گیرد، که علیرغم تفاوتهاى فراوان در شکل ظاهرى و دیگر جهات، همه به سمت یک قبله نماز مى‌گزارند، و خداى واحدى را پرستش مى‌کنند، و بر رسالت پیامبر واحد شهادت مى‌دهند، و معتقد به جهان آخرت هستند، ازخوشحالى در پوست خود نمى‌گنجد. امّا افسوس و صد افسوس که از این اجتماع بزرگ و بى‌نظیر حساب شده سالانه، بهره‌گیرى لازم نمى‌شود، که اگر چنین بود، قطعاً وضع مسلمانان به شکل دیگرى بود.

    پی نوشت:
  • [1] .مکارم شیرازی، ناصر؛ سوگندهاى پر بار قرآن‌، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، 1386، ص 162
  • [2] .عروة الوثقى، ج 1، ص 762؛ مستدرک الوسائل، ابواب صلاة الجماعة، باب 1، ح 1.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS