دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضور در مناظره هاى پدر

No image
حضور در مناظره هاى پدر

حضور در مناظره هاى پدر

پس از استقرار علاّمه حلّى و فخرالمحققین در مقر حکومت، باب مناظره براى کشفِ حقبین علاّمه و خواجه نظام الدین مراغى (قاضى القضاة) باز شد. سلطان محمّد نیز هر روز در محل جلسات حاضر مى شد و با دقت، نتیجه مناظرات را پى مى گرفت. مناظراتِ علاّمه حلّى با قاضى القضاة، سلطان محمّد خدابنده و تمام امیران مغول را بر آن داشت تا مذهب تشیع را برگزینند.

سلطان در تمام کشور اعلان کرد هر کس در انتخاب مذهب آزاد است و هیچ گونه اجبارى بر مذهبى خاص وجود ندارد.این آزادى برگرفته از نظریه تشیّع است که علاّمه آن را به سلطان محمّد آموخت. بدین سان شاه مغول یکى از مروّجان تشیّع گشت و دو مدرسه ساخت و ریاست آن ها را به علاّمه واگذار کرد.

فخرالمحققین در ایران همراه پدر براى نشر معارف اهل بیت(علیهم السلام) فعالیت کرد و سپس در سال 716 هـ .ق. بعد از مرگ سلطان محمّد خدابنده، به حلّه باز گشت. در مدتى که آنان در ایران بودند، سلطان محمّد که شدیداً شیفته فضل و کمالات علاّمه شده بود، دستور داد مدرسه سیّارى را از خیمه و چادر بنا کنند که داراى حجره و مدرس بود و همراه کاروان سلطان آن را حرکت مى دادند. در هر توقف گـاهى که کاروان استـراحت مى کـرد، برنامه هاى علمى ـ فرهنگى مدرسه سیّار دایر مى شد.

علاّمه حلّى و فخرالمحققین در این مدرسه سیّار تدریس مى کردند. آن دو با تحمل دورى از وطن، حدود ده سال در مرکز حکومت مغولان و سراسر قلمرو آنان در ایران به تدریس و تربیت شاگردان پرداختند.([14])

بحث و مناظره با دانشمندان و اثبات حقانیت مذهب شیعه، نگارش کتاب هاى فقهى و معارف اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، مسافرت به شهرها و روستاها و انتخاب شاگردان جدید و آگاه کردن آنان به حقانیت مذهب شیعه، از فعالیت هاى این پدر و پسر دانشمند است. علاّمه در یکى از این سفرها، در سال 709 هـ .ق. در شهر دینور([15]) (امروزه دهستانى است در بخش صحنه کرمانشاهان) تألیف جلد اوّل کتاب الفین را به پایان برد.

فخرالمحققین در آن موقع، 27 بهار از عمر خویش را پشت سر نهاده بود.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS