دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حكايت خوبان - تعامل پيامبر(ص) با جنازه مقروضين

No image
حكايت خوبان - تعامل پيامبر(ص) با جنازه مقروضين

از معاويه بن وهب روايت شده که به امام صادق(ع) عرض کردم به ما خبر رسيده که مردي از انصار از دنيا رفت و او مقداري مقروض بود، حضرت رسول(ص) بر جنازه او نماز نخواند و فرمود: ديگران هم نخوانند تا دين (قرض) وي ادا گردد. امام صادق(ع) فرمود: اين خبر صحيح است و حضرت اين عمل را انجام داد تا پيوسته حق در بين مردم دست به دست گردد و بعضي بدهي بعضي ديگر را ادا نمايند و قرض را کوچک نشمارند.(1)

حضرت علي(ع) فرمود: روزي حضرت رسول اکرم(ص) با اصحاب خود نماز بجا آورد و سپس فرمود: در اينجا کسي از «بني النجار» نيست؟ دوست آنها جلوي در بهشت زنداني شده و به وي اجازه ورود نداده اند، زيرا به فلان شخص يهودي سه درهم بدهکار بوده است. (با آنکه مديون ، شهيد بوده است.) (2)

   

    1- سفينه البحار، ج 1، ص 477

    2- احتجاج طبرسي، ج 1، ص 333

    

   

           روزنامه كيهان، شماره 21129 به تاريخ 22/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS