دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حكايت خوبان - طلب وسعت رزق با كار و تلاش

No image
حكايت خوبان - طلب وسعت رزق با كار و تلاش

شخصي با هيجان و اضطراب به حضور امام صادق(ع) آمد و گفت: درباره من دعايي بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقي بدهد که خيلي فقير و تنگدستم.

امام فرمودند: هرگز دعا نمي کنم. گفت: چرا دعا نمي کنيد؟

فرمودند: براي اينکه خداوند راهي براي اين کار معين کرده است.

خداوند امر کرده که روزي را پي جويي و طلب کنيد. اما تو مي خواهي در خانه خود بنشيني و با دعا روزي را به خانه خود بکشاني. (1)

مولوي در همين رابطه در مثنوي معنوي مي نويسد:

راه روزي کسب و رنجست و تعب - هرکسي را پيشه اي داد و طلب اطلبوا الارزاق في اسبابها - ادخلوا الاوطان من ابوابها

   

    1- داستان راستان، شهيد مرتضي مطهري

   

           روزنامه كيهان، شماره 21126 به تاريخ 18/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS