دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حمایت از نوآورى

No image
حمایت از نوآورى

حمایت از نوآورى

یکى از ساکنان شیراز در شهر بمبئى هندوستان آموزش عکاسى دیده بود. پس از مراجعت به شیراز مغازه عکاسى تأسیس کرد به طورى که به عکّاس باشى شهرت یافت عدّه اى از متحجّرین با او مخالفت مى کردند و هنر عکاسى را حرام مى دانستند. این افراد مانع بزرگى براى کسب و کار عکّاس باشى بودند. روزى عکّاس باشى به حضور آیت الله فال اسیرى رسید و مشکل خود را مطرح کرد. آیت الله فال اسیرى دستور داد تا عکسى از او بگیرد. عکّاس باشى دوربین عکاسى را آماده و عکسى از سیّد گرفت و آن را ظاهر نموده قاب کرد و به سیّد تقدیم نمود. آیت الله فال اسیرى گفتند: این شغل و هنر شما مشروع و حلال است و دلیلى بر حرام بودن آن نیست و او را مورد تشویق قرار داد.

عکّاس باشى پس از کسب اجازه از آیت الله فال اسیرى عکس وى را تکثیر و در معابر عمومى شهر نصب کرد و بدین ترتیب تأیید، اجازه و حکم ایشان را به مردم تفهیم کرد.([33])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS