دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خدا شناسی

اگر باورش بیاید که همه محامد حال او است خودش را کنار می‌گذارد اینکه می‌بینید آدم ایندر داد «لمن الملک؟» اینقد غرور پیدا می‌کند،
خدا شناسی
خدا شناسی
نویسنده: حضرت امام خمینی(ره)

اگر باورش بیاید که همه محامد[1] حال او است خودش را کنار می‌گذارد اینکه می‌بینید آدم ایندر داد «لمن الملک؟» اینقد غرور پیدا می‌کند، برای این است که نمی‌شناسد خودش را «من عرف نفسه عرف ربه» نمی‌داند که خودش هیچ است، اگر باورش بیاید که هیچ است و هرچه هست او است «عرف ربه» پروردگارش را هم می‌شناسد، عمده این است که ما نه خودمان را می‌شناسیم نه خدا را، نه ایمان به خودمان داریم نه ایمان به خدا داریم، نه باورمان آمده است که خودمان هیچ هستیم نه باورمان آمده است که همه چیز او است وقتی این باور در کار نبود هر چه هم برهان بر وجود خدا اقامه شود فایده ندارد، باز هم آن انانیت نفس در کار است که [من] چه و [شما] چه! این همه ادعاهای پوچ برای ریاست و برای امثال ذالک برای این است که آن انانیت هست وقتی که آن انانیت هست وقتی که انانیت باشد انسان خودش را می‌بیند.

مقاله

نویسنده حضرت امام خمینی(ره)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS