دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خداخواهی زبانی

این قدر لاف خدا مزن ، این قدر دعوی حب خدا مکن . ای عارف ، ای صوفی ، ای حکیم ، ای مجاهد، ای مرتاض ، ای فقیه ، ای مؤ من ، ای مقدس ، ای بیچاره های گرفتار، ای بدبخت های دچار مکائد نفس و هوای آن ، ای بیچاره های گرفتار آمال و امانی حب نفس ! همه بیچاره هستید.
خداخواهی زبانی
خداخواهی زبانی

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

ای عزیز!

این قدر لاف خدا مزن ، این قدر دعوی حب خدا مکن . ای عارف ، ای صوفی ، ای حکیم ، ای مجاهد، ای مرتاض ، ای فقیه ، ای مؤ من ، ای مقدس ، ای بیچاره های گرفتار، ای بدبخت های دچار مکائد نفس و هوای آن ، ای بیچاره های گرفتار آمال و امانی حب نفس ! همه بیچاره هستید. همه از خلوص و خداخواهی فرسنگ ها دورید. این قدر حسن ظن به خود نداشته باشید این قدر عشوه و تدلل [1]نکنید.از قلوب خود بپرسید ببینید که خدا را می جوید یا خودخواه است ؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد...؟ آیا شما مسلمید و از شرک خالصید؟ آیا نماز و عبادت و محیا و ممات شما برای خدا است ؟آیا خجالت ندارد در نماز می گویی الحمدلله رب العالیمن ؟ آیا شما جمیع محامد[2]را از حق می دانید، یا این که برای بندگان ، بلکه برای دشمنان او محمده[3] ثابت می کنید؟آیا دروغ نیست قول تو که می گویی ((رب العالمین )) با این که ربوبیت را در همین عالم برای غیر ثابت می کنی ؟آیا توبه ندارد؟ خجلت ندارد(که می گویی ) ایاک نعبد و ایاک نستعین ؟آیا تو عبادت خدا می کنی یا عبادت بطن و فرج خود؟[4]آیا تو خداخواهی یا حورالعین خواه ؟ آیا تو استعانت از خدا فقط می طلبی ، یا در کارها، چیزی که در نظر نیست ، خدا (است )؟... برای برادر در مکائد نفس و شیطان دقیق شو. بدان که نمی گذارند، وبیچاره یک عمل خالصی بکنی ، و همین اعمال غیر خالصانه را که خداوند به فضلش از تو قبول کرده ، نمی گذارند، به سرمنزل برسانی [5].

    منبع :
  • چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره )،چاپ اول ، تابستان 1368، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، لیتو گرافی وچاپ گلشن .
    پی نوشت ها :
  • [1] - ناز کردن
  • [2] -ستایش ها
  • [3] -ستایش
  • [4] -عبادت شکم و شهوات خود
  • [5] -چهل حدیث ، ص 64 و 65

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS