دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خود دارى از انتشار رساله

No image
خود دارى از انتشار رساله

خود دارى از انتشار رساله

در گذشته، فقها و بزرگان دین براى حفظ محوریت رهبرى و اقتدار مرجعیت شیعه اهمیّت خاصى قائل بودند. آنان با اینکه از نظر علم و تقوا در حد اعلا بودند امّا هرگز به فکر ریاست و مقام براى خود نبوده، تلاش مى کردند کسانى را که در خط مقدم مرجعیت قرار دارند، تقویت و اقتدار مرجعیت را حفظ کنند. براى همین ما در طول تاریخ روحانیت شیعه مشاهده مى کنیم که در یک عصرى با اینکه دهها مجتهد مسلم وجود داشته امّا، پرچم مرجعیت شیعه بر دوش یکى از آنان بوده و دیگران در تقویت و اقتدار وى تلاش مى نمودند گر چه احیاناً از او شایسته تر هم بودند. به همین جهت در هر دوره اى بیش از یکى دو رساله بیشتر مطرح نبوده است. آیت الله شهیدى از مجتهدان باتقوا و پاک نیتى بود که در عین شایستگى و درخواست مردم، رساله ننوشت. آیت الله شیخ على غروى علیارى در این مورد مى گوید:

مرحوم آیت الله شهیدى، با این که یکى از سه مدرس معروف نجف بود (ایروانى، شهیدى، مشکینى) و در علم و تقوا معروف، اما تا زمانى که مرحوم اصفهانى زنده بود، رساله ننوشت. تبریز هم که آمده بود، از آقا سید ابوالحسن، ترویج مى کرد.([26])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS