دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

درجه و جایگاه بلند اجتهاد

No image
درجه و جایگاه بلند اجتهاد روزى استادم حاج میرزا محسن مجتهدى تبریزى ـ که از سید مهدى قزوینى اجازه روایت داشت ـ در مجلسى فرمود:

«... علامه دربندى در بالاى منبر فرمود: من امروز ـ اواخر سده سیزده ق ـ سه نفر را مجتهد مسلّم مى دانم، یکى از آنان سید مهدى نجفى قزوینى حلّى است. سپس میرزا محسن فرمود: من سخن علامه دربندى را براى پدرم میرزا محمد مجتهدى بازگو کردم، گفت: بلى چنین است، آقا سید مهدى از مجتهدین مُسلّم شیعه است. سپس میرزا محسن مجتهدى افزود: من چند سال که از این داستان گذشت، به نجف رفتم و سید مهدى را از نزدیک دیدم و یکى از ملازمان و همراهان آن بزرگوار شدم، او را بالاتر از آن چه شنیده بودم، مشاهده کردم.

از شخص موثّق و مورد اعتمادى شنیدم که گفت: مرحوم قزوینى در دوره جوانى نذر کرده بود که اگر من به درجه و جایگاه بلند اجتهاد برسم، چند سال را به میان قبایل و تیره هاى عرب بروم و آنان را به سمت و سوى مذهب تشیّع هدایت و دعوت نمایم، چون در سن 20 سالگى به اجتهاد رسیدم، براى انجام دادن نذر، به شهر حله و اطراف آن جا رفتم و اعراب آن دیار را به مذهب اهل بیت(علیهم السلام) دعوت کردم.»[14]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

سید مهدی قزوینی

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS