دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دنیا...وگریه پیامبرصلی الله علیه وآله

No image
دنیا...وگریه پیامبرصلی الله علیه وآله

    عثمان بن مظعون

    عنه صلى الله عليه و آله: : رُويَ أنَّ النّبيّ صلى الله عليه و آله لمّا ماتَ عُثمانُ بنُ مَظعونٍ كَشَفَ الثَّوبَ عَن وَجهِهِ ثُمَّ قَبَّلَ ما بينَ عَينَيهِ، ثُمَّ بَكى‏ طويلًا، فلمّا رُفِعَ السَّريرُ قالَ: طُوباكَ يا عُثمانُ، لم تَلْبَسْكَ الدنيا، ولم تَلبَسْها.[1] . [2]

    بحار الأنوار: روايت شده است كه چون عثمان بن مظعون درگذشت، پيامبر صلى الله عليه و آله پارچه را از صورت او كنار زد و ميان دو چشمش را بوسيد وآن‏گاه مدّتى طولانى گريست و چون تابوت را برداشتند فرمود: خوشا به حالت اى عثمان! نه دنيا جامه خود را برتو پوشاند ونه تو جامه دنيا را پوشيدى.

منابع:

  1. مسكّن الفؤاد:ص 95.

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS