دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذکر و عبادت و تلاوت قرآن

No image
ذکر و عبادت و تلاوت قرآن ذکر و عبادت و تلاوت قرآن: معلم حبیب آبادى علاقه وافرى به قرآن داشت و مى گفت: سى سال است در سفر و حضر هر روز یک جزء قرآن را با تأمّل و تأنّى در معانى و مفاهیم آن خوانده ام و این روش حتى یک روز هم ترک نشده است. او پس از تهجد و اقامه نماز صبح تا طلوع آفتاب به قرائت قرآن مى پرداخته است.([39]) اصولاً از سنت پسندیده او این بود که مدام به تفکر در آیات الهى، ادعیه، اذکار و آداب دینى مراقبت داشت. پس از آن که همسر بسیار خوب و باوفایش را از دست داد، دیگر تاب و توانش رو به کاستى رفت، کمتر مطالعه مى کرد و روز به روز بیمارى و کسالت بر او چیره مى گردید، امّا از قوّت ایمانى که داشت، تا ماه رمضان سال 1395 هـ .ق. (آخرین ماهى که درک کرد) فریضه روزه از وى فوت نگردید و از مراسم عبادت و تلاوتش چیزى کم نشد. اصولاً معلم حبیب آبادى مرد میدان عبادت و تقوا بود. برایش سستى در امر نماز و روزه خوارى هیچ مفهوم صحیحى نداشت. اگر احساس مى کرد در بین دوستانش شخصى به عبادت و ذکر و دعا توجهى ندارد، از او و دانش و معرفتش روى گردان و بیزار مى گردید. چون خدا را از روى اشتیاق توأم با معرفت عبادت مى کرد، هیچ گاه از عبادت احساس خستگى نمى نمود. از کارهاى دیگر به فرائض و نوافل روى مى آورد اما به هیچ عنوان براى پرداختن به اُمور دیگر، این حالات معنوى را ترک نمى نمود.([40])استاد جلال الدین همایى مى نویسد:

آنچه از صحبت و معاشرت طولانى وى بر من معلوم و مسلّم شد این است که: مرحوم معلم حبیب آبادى مردى کاملاً مذهبى، دیندار، با تقوا و ملتزم به امور دینى بود فرائض او هرگز ترک نمى شد، در انجام سنت هاى مستحبى و نوافل تا مى توانست اهتمام داشت و به مشرب عرفانى گرایشى بى نمایش.([41])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS