دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رستگاری با نیکیِ زیاد نیست

No image
رستگاری با نیکیِ زیاد نیست

    احسان ونیکی

    الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: ُ إِنَّ مِمَّا خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ أَنْ يُعَرِّفَهُ بِرَّ إِخْوَانِهِ وَ إِنْ قَلَّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِالْكَثْرَةِ وذلِكَ أنَ‏اللَّهَ عز و جل يَقولُ في كِتابِهِ: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»، ثُمَّ قالَ: «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»،ومَن عَرَفهُ اللَّهُ عز و جل بِذلِكَ أحَبَّهُ اللَّهُ، ومَن أحَبَّهُ اللَّهُ- تَبارَكَ وَتعالى‏- وَفّاهُ أجرَهُ يَومَ القِيامَةِ بِغَيرِ حِسابٍ ثُمَّ قَالَ يَا جَمِيلُ ارْوِ هَذَا الْحَدِيثَ لِإِخْوَانِكَ فَإِنَّهُ تَرْغِيبٌ فِي الْبِرِّ. . [1]

    امام صادق عليه السلام مي فرمود: از جمله آنچه خداى عز و جل مؤمن را بدان اختصاص داده اينست كه: او را شناسا و قدردان احسان برادران خود نمايد اگر چه كم باشد (تا از آنها سپاسگزارى كند و خودش هم در مقام احسان برآيد) و احسان و نيكى بكميت زياد نيست (بلكه مراعات كيفيت مهمتر است) از اين رو خداى عز و جل در كتابش فرمايد: «اگر چه تنگدست و در مضيقه باشند ديگران را بر خود ترجيح دهند» (پس در موردى كه مؤمن چيزى را كه خود بدان محتاجست بديگران بخشد، احسانى با ارزش نموده اگر چه آن چيز از لحاظ كميت اندك باشد) سپس خداى عز و جل فرمايد: «هر كه بخل خود را نگه دارد (و بديگران احسان كند) آنان رستگارانند» و هر كه را خداى عز و جل باين خصلت شناخت او را دوست دارد و هر كه را خداى تبارك و تعالى دوست داشت، مزدش را روز قيامت بدون حساب، كامل دهد، سپس فرمود، اى جميل اين حديث را ببرادرانت بگو كه موجب تشويق آنها باحسانست.

منابع:

  1. الأمالي‏للطوسي: 14/ 18.

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS