دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زشت تر از هر زشتی

حسادت، بدترین عیبها است.
زشت تر از هر زشتی
زشت تر از هر زشتی

زشت تر از هر زشتی

قال علی (ع) :« الحسدُرأسُ العیوب »(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم/ حدیث 6792)

بدترین و زشت ترین رذیله و بیماری اخلاقی که در روایات از آن نام برده شده، حسادت است.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

« الحسودُ لا شفاءَ له »[1]

هیچ درمانی برای شخص حسود نیست.

عقبه زین صعب تر در راه نیست ای خنک آن کس حسد همراه نیست

شخص حسود خود را به عذاب دنیا و آخرت گرفتار می‌کند چرا که او از غم و غصه خالی نیست و دائم به این صفت زشت خود مشغول است. هر نعمتی که از کسی می‌بیند ناراحت می‌شود و چون نعمت خداوند به بندگان خود بی نهایت است و قطع نمی‌شود پس حسود بی چاره دائماً ناراحت است و حال آنکهاصلا ضرری متوجه محسود نیست، بلکه ثواب او زیاد می‌شود واین به خاطر غیبتی است که حسود از او می‌کند وسخنی را که نباید در حق او می‌گوید و وزر و وبال محسود را به دوش می‌کشد. با وجود همه اینها او در مقام عناد و دشمنی با خداوند است؛ چرا که هر نعمتی از جانب خداوند از روی حکمت و مصلحت بوده است.اراده خدا به این تعلق گرفته که آن نعمت برای آن بنده باشد ولی حسود نابودی آن را می‌خواهد واین چیزی نیست مگر مخالفت اراده الهی را کردن، حسود خدا را ناقص می‌داند چرا که از خدا می‌خواهد نعمتی را که محسود سزاوار آن است از او دریغ کند. ویا خود را داناتر از خدا می‌داندو دائماً از خود می پرسد که چرا خدا این نعمت را به چنین شخصی داده است.خدا خیر محض است ودور از همه زشتی‌ها ولی حسود در حقیقت طالب شر و زشتی است چه خباثت وزشتی بالاتر از اینکه کسی ناراحت باشد از آسایش بنده ای از بندگان خدا که هیچ ضرری به او نداشته باشد.[2]

خداوند در قرآن می‌فرماید :

« ام یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله »[3]

آیا حسد می‌ورزند بر مردم به خاطر آنچه که خدا از فضلش به آنها داده است.

    پی نوشت:
  • [1]- محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، 1408هق،ج 12، باب 55 ، ص21
  • [2]- نراقی، ملا احمد، معراج السعاده ، قم، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377هش، ص456
  • [3]- نساء/ 54

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS