دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخن بی فایده

هر گاه عقل کامل شود ، سخن کم شود.
سخن بی فایده
سخن بی فایده

سخن بی فایده

قال علی (ع) :« اذا تمّ العقل نقص الکلام »(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، حدیث4083)

شایسته نیست انسان سرمایه عمر خود را با سخنان بیهوده و بی فایده از بین ببرد. انسان باید بکوشد تا از عمر گرانبهای خود بهره‌مند شود و از این مدت کوتاهی که در اختیارش قرار گرفته است برای آخرت خود زاد و توشه‌ای بردارد. یکی از آفات زبان، بیهوده‌گویی است که بیشتر انسانها به آن مبتلا می‌باشند و به سبب آن به وادی آفات دیگر زبان کشیده می‌شوند پس باید در رفع آن کوشید و راه را بر گناهان زبان بست.[1]

چنین سخنانی که نه فایده‌ای برای دنیای انسان دارد و نه برای آخرت، اگر چه حرام نیست ولی بسیار مذموم است؛ زیرا باعث تضییع وقت انسان می‌شود و او را از ذکر و فکر خداوند باز می‌دارد و بسا باشد که از ذکری، آخرت انسان، آباد و از فکری، دری از درهای الهی بر خانه دل گشوده می‌شود.[2]

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

« اذا اراد الله سبحانه صلاح عبد الهمه قلّه الکلام و قلّه الطعام و قلّه المنام »[3]

هر گاه خداوند صلاح بنده‌ای را بخواهد به او کم گویی و کم خوری و کم خوابی را عطا می‌کند.

ریشه و علت سخنان بیهوده یا حرص بر شناختن چیزهای بی‌فایده است. یا خوش مشربی کردن تا مردم متوجه او شوند و یا گذرانیدن وقت و به سر رسانیدن روز و شب، که منشأ همه اینها پیروی از هوای نفس است. انسان باید قبل از سخن گفتن فکر کند که اگر این سخن او فایده دنیایی یا اخروی دارد، بگوید والاّ خاموش باشد.[4]

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

« عجبت لمن یتکلم بما لاینفعه فی دنیاه و لایکتب له اجرُهُ فی اخراه »[5]

تعجب می‌کنم از کسی که سخنی می‌گوید که فایده‌ای برای دنیای او ندارد وهیچ اجر و پاداشی در آخرت برای آن نوشته نمی‌شود.

    پی نوشت:
  • [1] - تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، تهران، انتشارات موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ دوم ، 1381ه ش، جلد چهارم ، ص321
  • [2] - نراقی ، ملا احمد، معراج السعاده، قم، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377هش، ص451
  • [3] - آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378هش، حدیث 4084
  • [4] - نراقی ، ملا احمد، معراج السعاده ، ص453-454
  • [5] - آمدی، عبد الواحد بن محمد ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث 4176

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS