دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سعه صـدر

No image
سعه صـدر

سعه صـدر

استاد با تمام مقام علمى اش، بسیار متواضع بود و ظرفیّت و سعه صدر شگفت آورى داشت. آیت الله سید رضا برقعى ـ از بنیانگذاران دفتر نشر فرهنگ اسلامى ـ نقل مى کرد:

«در اوایل پیروزى انقلاب اسلامى هنگامى که چند جلد از «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» منتشر شده بود، روزى به دفتر نشر رفتم. یکى از نویسندگان آمد و با عصبانیّت شروع کرد به عیب جویى از استاد جعفرى و کتابش که این شخص کیست؟! و این چه تفسیرى است؟! و این لاطائلات چیست که مى گوید؟! در همین هنگام، استاد جعفرى وارد شد. این نویسنده پرخاشگر استاد را نمى شناخت، من هم که از قدرت استاد بر کنترل خود و تقوا و اخلاق خوشش با خبر بودم، به استاد گفتم: ایشان آقاى... است و درباره مؤلّف کتاب ترجمه و تفسیر نهج البلاغه سخن مى گوید. آقاى جعفرى با حوصله و دقّت به سخنان آن شخص گوش داد اما هر چه بیش تر تأمّل کرد چیزى جز چند ادّعا و تعابیر ناروایى چون: «این لاطائلات» «این مزخرفات» و... در کلام این فرد عصبانى نیافت. پس از روى تعجّب به خنده افتاد. وقتى همه سخنان و ناسزاهاى این انسان پر مدّعا تمام شد رو به او کردم و با دست، علامه جعفرى را نشان دادم و گفتم: ایشان آقاى جعفرى صاحب ترجمه و تفسیر نهج البلاغه است. از شدّتِ خجالت صورتش سرخ شد و با نهایت شرمندگى بلافاصله از استاد جعفرى روى برگرداند و بدون خداحافظ و هیچ کلامى دوان دوان بیرون رفت!([47])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS