دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شب زنده دارى

No image
شب زنده دارى

شب زنده دارى

آیت الله شیرازى از مردان نمونه روزگار بود. او در نیمه هاى شب با معشوق خود خلوت مى کرد، حتى براى یک بار هم نماز شب او ترک نشد. وى در تعقیبات نمازش، بیش تر دعاى ابوحمزه ثمالى را مى خواند. او نوافل را ترک نمى کرد. وى از 13 سالگى روزه ماه مبارک رمضان را آغاز کرد و تا دو سال قبل از رحلتش ادامه داد. پزشکان معالج اصرار داشتند که نباید آقا روزه بگیرد، ولى ایشان مى فرمود: در طول هشتاد سال و اندى، یک روز بدون دلیل روزه ام را افطار نکرده ام. مى گفت: دوست دارم در این اواخر عمر، با زبان روزه دار خدا را ملاقات نمایم.

آیت الله شیرازى در زهد یگانه عصر خود بود. او هیچ گاه از موقعیّت و مقامى که کسب کرده بود، سود دنیوى نبرد. او همانند یک طلبه معمولى زندگى مى کرد. آیت الله شیرازى تا آخر عمرش اجازه نداد در اتاقش ساده ترین فرش پهن گردد. دوستانش به او پیشنهاد کردند: آقا، دو تکه فرش لازم است در حجره پهن شود. فرمود:

«مى خواهید در این آخر عمر وضع زندگى مرا تغییر دهید و آن را اعیانى نمائید؟! سبحان الله ... ابداً اجازه نمى دهم.»

وى تا زمانى که در نجف بود، حاضر نشد از کولر، پنکه و یخچال که از ضروریات اولیه زندگى است، استفاده نماید و مى گفت:

«حالا که اکثر مردم فاقد یخچال هستند، چرا ما نباشیم مگر بدون یخچال نمى شود زندگى کرد...»

وى از ساده ترین غذاهاى موجود استفاده مى کرد. هرگز دیده نشد سر سفره وى دو نوع غذا گسترده شود. خوراکش، بیش تر آبگوشت و دوغ بود.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS