دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شعر آموزش واجبات نماز

No image
شعر آموزش واجبات نماز

واجبات نماز

  • يازه واجب بود اندر نمازت اى پسرسعى كن در حفظ او تا كه نيابى دردسر
  • اولش باشد نيت در هر عبادت لازم استگر نباشد نيت انسان از عبادت غافل
  • دومش باشد قيام يعنى به پا ايستادن استبايدت باشى مهيا وقت تكبير گفتن است
  • سومش تكبيرة الاحرام باشد جان منبايدت آرام باشد اين زمان كلّ بدن
  • چهارمش باشد ركوع تادست بر زانو رسدمستحب است طول دادن گرندارى رنج و درد
  • پنجمش باشد سجود سر روى مهر بگذاشتن است بهترين حال نماز شيطان ز خود رنجاندن است
  • ششمين باشد قرائت حمدوسوره خواندن است مدتى درانتظار رحمت حق ماندن است
  • هفتمش ذكر است در حال ركوع و سجدههاگفتن تسبيح باشد اى پسر اين ذكرها
  • هشتمش باشد تشهد روى پابنشستن استدر تكلم با خدائى اين شهادت گفتن است
  • نهمش باشد سلام، واجب بود در هر نمازلحظهاى بردار به درگاه اله دست نياز
  • دهمش ترتيب باشد تو بدان اين رمز آندر تمام كارها ترتيب همى خواهد خدا
  • يازدهم باشد موالات پشت سر آوردن استمستحب بعد از نمازت مدتى بنشستن است
  • اين بود فهرست مطلب اى نكوگر كه تفصيلش بخواهى به رساله كن رجوع

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS