دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت امام موسی بن جعفر (ع)

No image
شهادت امام موسی بن جعفر (ع) تولد آن حضرت
لقبش عبدصالح و وفی و صابر و کاظم و امین بود.
کنیه های او ابوابراهیم و ابوالحسن و ابوعلی و مشهور به عبدصالح بود و با صفت کاظم – فرو برنده خشم- ستوده می شد.
شیخ کلینی می‌گوید:
ابوالحسن موسی (ع) روز یکشنبه، هفت شب به آخر صفر مانده، در سال 128 در ابواء میان مکه و مدینه به دنیا آمد.
در نقل دیگری گفته شده که آن حضرت روز سه‌شنبه قبل از طلوع فجر در مدینه متولد شده است. مادرش کنیزی به نام حمیدۀ بربریه بود.
مدت زندگی و امامت آن حضرت
مدت خلافت و امامت ایشان پس از پدر بزرگوارشان 35 سال بود و ایشان 20 سال در محضر پدر و 35 سال نیز دورۀ امامت بودند.
طبرسی می‌گوید:
«در 20 سالگی امامت را به عهده گرفت و در مدت امامتش، حکومت منصور سپری شد و فرزند منصور مهدی 10 سال و یک ماه حکومت کرد. پس از آن هارون بن محمد ملقب به رشید سلطنت یافت.»
سالروز شهادت و چگونگی شهادت امام موسی بن جعفر (ع)
هارون‌الرشید در سال 179، حضرت موسی بن جعفر (ع) را حبس نمود و در حالی که پنج شب به آخر رجب 183 باقی مانده بود، در بغداد، زندان سندی بن شاهک به شهادت رسید.
شیخ مفید می‌گوید:
شیخ صدوق از عتاب بن اسید نقل کرده است:
«عده‌ای از بزرگان مدینه گفته‌اند: پس از گذشت 15 سال از حکومت هارون الرشید، ولیّ خدا موسی بن جعفر (ع) به سبب سمّی که سندی بن شاهک به امر رشید به آن بزرگوار داده مسموم شد. آن حضرت که در زندانی معروف به دارالمسیّب در منطقۀ باب الکوفه بود و در آن درخت سروی بود، روز جمعه پنجم رجب 183 ه‍ به رضوان الهی و کرامت خداوندی رسید. سن او 54 سال بود و تربت مقدسش در سمت غربی مدینة‌السلام در باب‌التبن، درون مقبرۀ معروف به مقابر قریش است.»
شیخ مفید می گوید:
آنکه به مسموم کردن حضرت کاظم (ع) اقدام کرد، سندی بود- که سم را در غذای او ریخت- و گفته شده که رطب را مسموم کرده و به حضرت داد و او که می دانست مسموم شده است، تا سه روز تبدار و بیمار شد و روز سوم به شهادت رسید.

پرتوی از شخصیت آن حضرت
محمد بن طلحه شافعی می گوید:
ابوالحسن موسی بن جعفر (ع)، کاظم امامی بزرگوار و عظیم الشأن و تلاشگری بسیار کوشا بود. در عبادت مشهور و در فرمانبری از حق مراتب و دارای کرامت های پرآوازه بود؛ همو که شب ها را در سجده و قیام می گذارنید. و روزها را با صدقه دادن و روزه داری سپری می کرد و در اثر بردباری و چشم پوشی از ستمگران – در حق خود- کاظم (فروبرنده خشم) نامیده شد.
بدخواهانش را با نیکی پاداش می داد و جنایتکاران به ساحتش را می بخشید و در اثر عبادت بسیار عبد صالح نامیده شد. در عراق به «باب الحوایج» مشهور شد؛ زیرا خواسته های کسانی را که او را وسیله تقرب به درگاه خدا قرار می دادند برآورده بود. کرامتهایش خردها را متحیر می کرد و نشانه آن بود که او را نزد خداوند جایگاه استوار و راستین است.
عبادت امام کاظم (ع) در زندان
حضرت موسی بن جعفر (ع) ده سال و اندی بود که هر روز از طلوع خورشید تا هنگام زوال را با یک سجده به سر برد. گاهی هارون بر بامی که مشرف به زندان بود می آمد و به ربیع می گفت: این چه پارچه ای است که هر روز می بینم در اینجا افتاده است؟ ربیع در پاسخ گفت: این، پارچه و لباس نیست؛ موسی بن جعفر است که هر روز از طلوع آفتاب تا زوال به سجده می رود.
هارون گفت: این شخص از راهبان بنی هاشم است و از دنیا بریده. گفتم: پس چرا او را زندانی کرده و بر او سخت گرفته ای؟ گفت: هیهات! چاره ای جز این نیست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS