دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شکر پیروزی‌

هنگامی که بر دشمنت پیروز شدی، عفو و بخشش را شکر این پیروزی قرار بده. (یکصد وپنجاه درس زندگی ، آیت الله مکارم شیرازی)
شکر پیروزی‌
شکر پیروزی‌

شکر پیروزی‌[1]

قال علی (ع): «إذا قَدَرْتَ عَلی‌ عَدُوِّکَ فَاْجعَلِ الْعَفْوَ شُکْراً لِلِقُدْرَةِ عَلَیْهِ» (نهج البلاغه؛ کلمات قصار، ش 11)

از نظر اسلام هر نعمت و موهبتى- بدون استثنا- شکر دارد و شکر قدرت عفو است. پیروزى‌هاى ظاهرى در صورتى ریشه‌دار خواهد شد که دل دشمن از کینه شستشو گردد، و ریشه اصلى مخالفت قطع شود، و این موضوع راهى بهتر از پرداختن زکات قدرت یعنى عفو ندارد، در این هنگام است که او از دل و جان منقلب مى‌گردد، و دشمن دیروز دوست امروز مى‌شود و پیروزى از نظر ظاهر و باطن تکمیل مى‌گردد، امّا به عکس کسانى که به هنگام قدرت دست به انتقامجویى مى‌زنند نه تنها از یک فضیلت بزرگ انسانى محروم شده‌اند بلکه پیروزى خود را نیز به خطر مى‌افکنند.

    منبع: کتاب یکصد وپنجاه درس زندگی ،تألیف آیت الله العظمی مکارم شیرازی
    پی نوشت:
  • [1] . مکارم شیرازی، ناصر؛ یکصد وپنجاه درس زندگی ، قم، نسل جوان، 1388 ش، ص41.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS