دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عالم رؤیا

No image
عالم رؤیا

قطب الدین اشکوری گوید: یکی از بزرگان می گفت: من از عالم فاضل کامل قاضی القضاة اصفهان معزالدین محمد شنیدم که: شبی در عالم رؤیا به محضر یکی از امامان، علیه السلام، رسیدم. به من فرمود: کتاب مفتاح الفلاح را بنویس و بر عمل به آن مداومت بنمای. از خواب بیدار شدم و از هر کس از این کتاب پرسیدم، اظهار بی اطلاعی کرد. این، در وقتی بود که شیخ بهایی به همراه لشکر شاه عباس از اصفهان خارج شده بود. پس از زمانی که به اصفهان بازگشت، به دیدار وی رفتم و از این کتاب پرسیدم. او فرمود: من در این سفر، کتاب دعایی به نام مفتاح الفلاح نگاشته ام و تاکنون اسمش را به کسی نگفته ام و نسخه ی آن را برای استنساخ به احدی نداده ام. شما از کجا اطلاع یافته اید؟

من داستان خواب را برای وی بازگفتم. شیخ بزرگوار با شنیدن آن گریست و نسخه ی خویش را برای استنساخ به من سپرد. من، اولین کسی بودم که از روی آن نگاشتم.[2]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS