دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عشق در آیات و روایات اسلامی

در متن ذیل تعدادی از روایاتی که از معصومین علیهم السلام در مورد عشق بیان شده است آورده شده.
No image
عشق در آیات و روایات اسلامی

آیات

وَ قَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَةُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبّا إِنّا لَنَرَاهَا فِی ضَلالٍ مُبِینٍ [1]

و زنانى در آن شهر گفتند: همسر عزیز (مصر) از برده خویش، كام مى خواهد، (برده اش) او را در عشق، سخت شیفته كرده است بى گمان ما او را در گمراهى آشكارى مى بینیم.

آیات

بحارالأنوار

باب ذم العشق و علته

1- لی، [الأمالی للصدوق ] عَنِ ابْنِ الْوَلِیدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَتِّیلٍ عَنِ ابْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعِشْقِ قَالَ قُلُوبٌ خَلَتْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَیْرِهِ [2]

امام صادق علیه السلام ـ در پاسخ به سؤال از عشق ـ فرمود: دلهایى از یاد خدا تهى مى گردد و خداوند محبت غیر خود را به آنها مى چشاند.

2- ن، [عیون أخبار الرضا علیه السلام ] بِإِسْنَادِ التَّمِیمِیِّ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِیُّ ص تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ حُبِّ الْحُزْنِ [3]

از امام رضا علیه السلام روایت است که فرمود: پناه ببرید به خدا از اینکه غم را دوست بدارید.

[شرح: در روایتی در سنن ترمذی " جب الحزن " آمده و حضرت به چاهی در جهنم تفسیر کردند. اما طبق این نسخه که مرحوم مجلسی آورده و روایت را در باب نهی از عشق گنجانده گویا منظور روایت این باشد که از حالتی که عاشق را دست می دهد و در فراق معشوق غمگین است و البته این غم را دوست دارد! به خدا پناه ببرید]

3- نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِیِّ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَتَخَوَّفُ عَلَى أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی هَذِهِ الْمَكَاسِبُ الْمُحَرَّمَةُ وَ الشَّهْوَةُ الْخَفِیَّةُ وَ الرِّبَا [4]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : ترسناكترین چیزهایى كه بعد از خود بر امّتم مى ترسم اینهاست: درآمدهاى ناروا، شهوتهاى پنهان، و ربا.

...

4- الإمامُ الباقرُ علیه السلام ـ فی قولهِ تعالى : قَدْ شَغَفَها حُبّا ـ : قد حَجَبَها حُبُّهُ عنِ النّاسِ فلا تَعْقِلُ غَیرَهُ ، و الحِجابُ هُو الشَّغافُ ، و الشَّغافُ هُو حِجابُ القَلبِ .[5]

امام باقر علیه السلام ـ درباره آیه و محبّت بر دلش پرده افكنده است ـ فرمود : عشق یوسف، زلیخا را از مردم در حجاب و بى خبر كرد، چندان كه جز به یوسف نمى اندیشید. و حجاب، به معناى شغاف است و شغاف، حجاب و پرده دل است.

5- أمیر المؤمنین علیه السلام : و مَن عَشِقَ شَیئا أعشى (أعمى) بَصَرَهُ و أمرَضَ قَلبَهُ ، فَهُوَ یَنظُرُ بِعَینٍ غَیرِ صَحیحَةٍ ، و یَسمَعُ بِاُذُنٍ غَیرِ سَمیعَةٍ ، قَد خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ ، و أماتَتِ الدّنیا قَلبَهُ [6]

امیر مومنان علیه السلام : هركه عاشق چیزى شود آن چیز دیده اش را كور و دلش را بیمار گرداند؛ چنین كسى با دیده اى ناسالم مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود؛ شهوتها خرد او را از هم گسیخته و دنیا دلش را میرانده است.

6- أمیر المؤمنین علیه السلام : ما المُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ اللّه ِ بِأعظَمَ أجرا مِمَّن قَدَرَ فعَفَّ.[7]

امام على علیه السلام : كسى كه در راه خدا جهاد كند و به شهادت رسد، اجرش بیشتر از آن كسى نیست كه بتواند گناه كند و عفّت ورزد.


[1] یوسف : 30

[2] بحارالأنوار ج : 70 ص : 158

[3] همان

[4] همان

[5] همان, ج12, ص253

[6] نهج البلاغه, خطبه 109

[7] همان, حکمت 474

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS