دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علت دشمنی ها

مردم دشمن چیزهایی هستند که نمی‌دانند. (یکصد وپنجاه درس زندگی ، آیت الله مکارم شیرازی)
علت دشمنی ها
علت دشمنی ها

علت دشمنی ها ‌[1]

قال علی(ع) :« الْنّاسُ اعْداءُ جَهِلُواْ »(نهج البلاغه، کلمات قصار، ش 172)

بعضى از مردم را مى‌بینیم که بسیارى از حقایق را انکار مى‌کنند و بر ضد آن بپا مى‌خیزند و دلیلى براى آن جز نادانى و بى‌خبرى نمى‌یابیم. این گفتار حکیمانه مخصوصاً درباره مسائل دینى کاملًا صدق مى‌کند؛ در حقیقت اگر بعضى از مردم، حتى بعضى از کسانى که در علوم دیگر استادند، آنها را انکار مى‌کنند و به دشمنى با آن بر مى‌خیزند، هنگامى که دقت مى‌کنیم مى‌بینیم به عمق و فلسفه مذهب و مسائل مذهبى نرسیده‌اند و گرنه هرگز راه انکار را نمى‌پوییدند و این واقعیت کراراً آزمایش شده است.

پیام این حدیث این است که به جای عکس العملهای حادّ و شدید در برابر مخالفتها، باید به کار فرهنگی پرداخت وبه تبیین مفاهیم دینی روی آورد تا دشمنی‌ها فرو نشیند.

    پی نوشت:
  • [1] . مکارم شیرازی، ناصر؛ یکصد وپنجاه درس زندگی ، قم، نسل جوان، 1388 ش، ص108.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS