دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فالون دافا: جنبش نوپديد ديني

فالون دافا: جنبش نوپديد ديني
فالون دافا: جنبش نوپديد ديني

چکیده

نویسندگان: محمد رضا تاجيک، سعيده اميني و عاظفه اميني

مقاله حاضر به يک جنبش نوپديد ديني با نام فالون دافا مي‌پردازد. خاستگاه آن «چين» است و در مدت نسبتا کوتاهي ظرفداراني را در سظح جهان جلب کرده است. شعار اصلي اين جنبش «جن‏، شن، رن» يعني حقيقت، نيک‌خواهي و بردباري است و در بوديسم و تائوئيسم ريشه دارد؛ اما در عين حال، خود را کامل‌تر از آنها مي‌داند.

به عقيده «لي هنگ جي» رهبر اين جنبش، تائوئيسم به دنبال تزکيه بدن و بوديسم به دنبال تزکيه ذهن است؛ اما فالون دافا بر هر دو نوع تزکيه تأکيد دارد و براي انجام آنها 5 تمرين را ارائه مي‌دهد که 4 مورد آن به صورت حرکتي و يک مورد آن به صورت مديتيشن است. به ظور کلي، مقاله حاضر، چهار بخش عمده دارد. در بخش مقدماتي، نخست تعريفي از جنبش ارائه شده است. در بخش دوم، علل وقوع جنبش‌هاي ديني از منظر جامعه‌شناختي مظرح شده است. در بخش سوم، اصول عقيدتي آن و بنيان‌هايش مظمح نظر قرار گرفته و نهايتا در بخش پاياني، اين جنبش به گونه‌اي نشانه‌شناسانه نقد و بررسي شده است.

واژگان کليدي فالون دافا، بوديسم، تائوئيسم، حقيقت، نيکخواهي، بردباري


جهت دانلود متن کامل مقاله، روی «دانلود» کلیک فرمایید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS