دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله حسینعلی راشد

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله حسینعلی راشد

راهیابى به مجلس

پس از روى کار آمدن دولت دکتر مصدق (1330 هـ .ش.) و در پى درخواستهاى مردم تهران، حجت الاسلام و المسلمین راشد جهت «نمایندگى» کاندید شد و در ایّام انتخابات بدون هیچ هزینه و شگرد تبلیغاتى از سوى اهالى تهران رأى آورد و به مجلس شوراى ملّى راه یافت امّا بعد از مدّتى اوضاع نامناسب مجلس و سخن برخى از آنها موجب اذیّت روحى وى شد.([42]) او به این مطلب چنین اشاره مى کند:

«هر روز بیانیه ها و اعلامیه هایى به امضاى چند نفر مى آورند که امضا کنم و چون قصد و انگیزه آنها را از صدور چنین اعلامیه ها نمى دانم از امضا و تأیید آنها خوددارى مى کنم و از این رو، با تضادّى که از نظر فکرى با نمایندگان دارم ادامه خدمت نمایندگى برایم میسّر نیست و استعفا خواهم کرد.»([43]).

و بعد از نوشتن استعفا در برخى از جلسات و گفت و گوهایش، چنین مى گفت:

«از همان روزهاى اوّل قانون و آیین نامه ها را خواندم و خود را آماده کردم که خدمتى بکنم ولى پس از مدّتى دانستم این مجلس آن مجلسى نیست که در ذهن داشتم!».

امّا این استعفا از سوى مجلس پذیرفته نشد و حقوق نمایندگى و حقوق استادى مدرسه سپهسالار (شهید مطهّرى) هم به وى داده نشد از این رو به یکى از شاگردانش (دکتر سیّد جعفر شهیدى) بیان داشت:

«اینها استعفاى مرا نمى پذیرندچون مى خواهند مرا محاصره اقتصادى بکنند... من براى گذراندن روزانه، گاه ناچارم به حقوق معلّمى دخترم ناخن بزنم...»([44]).

با این وجود، زمانى که حقوق او را یک جا پرداخت کردند وى تمام آن مبلغ را نزد برادرش به تربت حیدریه فرستاد تا براى احداث حمام بهداشتى آن شهر مصرف شود.([45])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS