دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مرجعیّت شیخ انصارى

No image
مرجعیّت شیخ انصارى

مرجعیّت شیخ انصارى

عصر زندگى شیخ مصادف بود با مرجعیّت عامه آیت الله شیخ موسى کاشف الغطاء تا سال 1256 هـ ق و بعد از مرحوم شیخ موسى زعامت دینى به برادرش آیت الله شیخ حسن کاشف الغطاء تا سال 1262 هـ ق و بعد از رحلت ایشان مرجعیّت عامه به آیت الله شیخ محمد حسن صاحب جواهر منتقل شد.

در سال 1266 هـ ق آیت الله شیخ محمد حسن صاحب جواهر در لحظات آخر حیاتش در جمع علماء بزرگان شیعه ـ که براى تعیین تکلیف مرجعیّت و زعامت دینى به حضورش رسیده بودند ـ پرسید: بقیه علماء محترم کجا هستند؟ به عرض رسید که علماء حوزه همگى در خدمت شما هستند، نگاهى دیگر همراه با تبسّمى نمود و فرمود: آرى هستند اما عالمى در این شهر (نجف) است که در جمع نیست. مجدداً به عرض رسید که خیر آقا همگى خدمت شما هستند. آنگاه فرمود: پس ملاّ مرتضى کجاست؟ عدّه اى به جستجوى وى پرداختند. پس از مدتى او را در حرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) یافتند که مشغول دعا جهت بهبودى و سلامتى صاحب جواهر بود. جریان را به عرض شیخ انصارى رسانده و به حضور صاحب جواهر رسیدند، صاحب جواهر نفس عمیقى کشید و رو به حضّار نمود و فرمود: «هُذا مَرجُعکم مِن بَعدى» این مرجع شما بعد از من است. و آنگاه رو به شیخ انصارى نمود و فرمود: «قَلِّلْ مِنْ اِحْتیاطِکَ فَاِنَّ الشَّریَعة سَمْحَةٌ سَهْلَهٌ» اى شیخ تو هم از احتیاط خود کم کن چه دین اسلام سهل و آسان است.([1])



[1] - فقهاى نامدار شیعه، عقیقى ,,بخشایشى، ص 341 ـ 342، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS