دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مزاح پیامبر(ص)

صفیه عمه پیامبر اعظم(ص) روزی نزد آن حضرت آمد، در حالی که پیر شده بود، گفت: یا رسول الله! دعا کن تا من به بهشت بروم. پیامبر اعظم(ص) از باب مزاح فرمود: زنان پیر به بهشت نخواهند رفت...
No image
مزاح پیامبر(ص)
مزاح پیامبر(ص) صفیه عمه پیامبر اعظم(ص) روزی نزد آن حضرت آمد، در حالی که پیر شده بود، گفت: یا رسول الله! دعا کن تا من به بهشت بروم. پیامبر اعظم(ص) از باب مزاح فرمود: زنان پیر به بهشت نخواهند رفت. صفیه از مجلس بیرون آمد و گریست. پیامبر(ص) تبسم کرد و فرمود: به او بگویید که اول زنان پیر جوان می شوند، بعد به بهشت می روند و این آیه را خواند: «انا انشانهن انشاء- فجعلنا هنّ ابکاراً (واقعه-34) «به درستی که بیافریدیم زنان را در دنیا آفریدنی سپس ایشان را دختران بکر در آخرت خواهیم گردانید.»(1) 1- لطائف الطوائف، ص21
روزنامه کیهان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS