دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مصاحبت با نیکان

درباره ابتلا و گرفتاری خود در چنگ مردمان پست و فرو مایه بیندیش.
مصاحبت با نیکان
مصاحبت با نیکان
نویسنده: آیت الله شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)

درباره ابتلا و گرفتاری خود در چنگ مردمان پست و فرو مایه بیندیش. پس بدون تردید چنین ابتلایی به سبب کفران نعمتی است که در مصاحبت اخیار و بزرگان کرده‌ای. به مکافات آن خداوند متعال، تو را گرفتار فرو مایگان نمود تا شناسای قدر و ارزش مصاحبت عزیزان و بزرگواران باشی.

...حرارتی که بر اثر مصاحبت با مردمان بد و شرور در مزاج آدمی پدید می‌آید جز به وسیله سردی و برودت مصاحبت با نیکان و مردم صالح، زایل نمی‌گردد.

...پس همچون پشه از این مرتبه مورد اعتماد و مانوس خود به سوی مرتبه بالاتری که مرتبه حق است ترقی نموده و با چشم دل و نه با چشم سر بنگر، پس در گردش نظر خویش اندیشه نما و بشنو که چه می‌گویندت:

چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی

چون با پای سلوک، بیابانهی خشک و بلند و پست این بادیه را پیمودی، به جهانی گسترده خواهی رسید و از مضایق و مهالک، رهایی خواهی یافت و به باغستانها و درختان و چشمه‌ها و جویباران معنی دست خواهی یافت. اما بدان که وصول به این حقایق شقایق و آن شقایق حقایق، جز با بریدن از وابستگی‌ها و علایق دنیوی حاصل نشود...

از حقیقت بر تو نگشاید دری زین مجازی مردمان تا نگذری

لیکن مادام که چشم بر این متاع بی‌مقدار دنیای پست، دوخته داری، بدان که معامله تو با زیان همراه، و اساس حیات معنویت هم عنان تباهی است. و روی تو در قیامت عبوس خواهد بود، و گمان مبر که زیرکانه عمل می‌کنی. پس از این خانه هلاکت پهلو تهی کن و روی به سوی خانه آخرت نما تا روی تو خرم گردد و دیده‌ات به سوی پروردگار ناظر و روشن شود.

و در این مقام است که توانی گفت: حمد و سپاس خداوندی را که حزن و اندوه از صفحه دل ما زدود، اما تا وقتی که در این دنیای دون که خانه حزن و محنت است، مقام گزیده‌ای چگونه می توان دعوی کرد که: حمد و سپاس خداوندی را است که حزن و اندوه ما را زایل ساخت؟!

مقاله

نویسنده آیت الله شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS