دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مقام ومنزلت على(علیه السلام)

No image
مقام ومنزلت على(علیه السلام) سخنانى است که خلیل در مقام ومنزلت على(علیه السلام) بیان نموده:

1. از وى سؤال شد که به چه دلیل على(علیه السلام)امام همگان است؟

خلیل پاسخ داد: احتیاج الکلّ الیه و غناه عن الکلّبه علّت احتیاج همه مردم به آن حضرت و بى نیازى آن بزرگوار از دیگران.([12])

2. در مورد فضیلت على(علیه السلام) از وى سؤال شد. خلیل پاسخ داد:

چه مى توان گفت در حقّ کسى که دوستان و دشمنان فضائل وى را مخفى کردند. دوستان از ترس و دشمنان از حسادت. و با همه این ها فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را فراگرفته است.([13])

علاّمه مامقانى ، پس از ذکر این مطلب مى گوید:

سوگند به جان خودم که این سخن را باید با نور بر رخ حور نوشت.([14])

3. یونس بن حبیب مى گوید:

از خلیل بن احمد سؤال کردم: چرا اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) گویا همگى فرزند یک مادر هستند و على(علیه السلام) فرزند مادرى دیگر؟ خلیل پاسخ داد: زیرا آن حضرت را تقدّم در اسلام و برترى در علم و شرف و علاقه به جهاد، از سایرین ممتاز ساخته است.([15])

4. ابوزید نحوى انصارى مى گوید:

از ابن احمد سؤال کردم که چرا مردم على(علیه السلام)را رها کردند در حالى که آن حضرت در پیشگاه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مسلمانان جایگاهى بلند داشت و خدماتش به اسلام بسیار زیاد بود؟

خلیل ]در پاسخم گفت[ : زیرا خداوند او را از دیگران جدا کرده و مردم به اشباه و نظایر خود، متمایل هستند. آیا این شعر را شنیده اى:

وکلّ شکل لشکله آلف *** أما ترى الفیل یألف الفیلا.([16])

هر گروهى به مانند و شبیه خود متمایل است آیا ندیدى فیل را که با فیل الفت و تمایل دارد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS