دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر آقا بزرگ حکیم درباره میرزا مهدی اصفهانی

No image
نظر آقا بزرگ حکیم درباره میرزا مهدی اصفهانی

آقا بزرگ حکیم:

استاد علاّمه حکیمى مى نویسد:

با یکى دو تن از دوستان فاضل، در قم، به دیدن آیت الله حاج شیخ محمّد باقر محسنى ملایرى رفتیم. در ضمن صحبت، دیدم ایشان دورانى و مدتى از تحصیلات خود را در مشهد گذرانده اند، و محضر آقا بزرگ حکیم را درک کرده اند، و حضورشان در مشهد مقارن بوده است با روزگارى که میرزاى اصفهانى دروس خویش را القا مى کرده است پرسیدم: با میرزا هم ارتباطى داشتید؟ گفتند: بله. و سخن در این باره شروع شد. اظهار داشتند: من به درس آقا بزرگ حکیم مى رفتم. آشیخ هاشم قزوینى به من گفت: چرا به درس میرزا نمى آیید؟ حتماً بیایید. و اصرار کرد. گفتم: استادم آقا بزرگ فرموده است به درس دیگرى نروید. ایشان گفت: هر طور شده آقا بزرگ را راضى کنید و حتماً به درس میرزا بیایید. در پى اصرار آشیخ هاشم، از استاد اجازه گرفته به درس میرزا رفتم. اولین جلسه اى که حاضر شدم، بحث درباره کیفیت حصول علم براى نفس بود، و بیان حقیقت علم و تمایز آن با نفس ... و مطالبى بسیار مهم در این باره ... پس از این درس، هنگامى که خدمت آقا بزرگ رسیدم مطالبى را که میرزا فرموده بود، نقل کردم. آقا بزرگ حکیم به محض شنیدن فرمود: «عجب مطالب عرشى! عجب مطالب مهمى، تاکنون از کسى نشنیده بودم. حتماً به درس ایشان بروید و بیایید مطالب را به من هم بگویید.»([40])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS