دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر آیت الله میرزاعلی اکبرمرندى درباره آیت الله روح الله موسوی خمینی

No image
نظر آیت الله میرزاعلی اکبرمرندى درباره آیت الله روح الله موسوی خمینی

آیت الله مرندى با عظمت به امام خمینى(قدس سره)مى نگریست واعتقاد راسخ به اهداف بلند ایشان داشت. فرزند بزرگوار ایشان در این زمینه مى گوید:

«پدرم بعد از دیدن تفسیر سوره حمد امام خمینى(قدس سره) فرمودند: مطالب بسیار عالى است.»([19])

همچنین یکى ازشاگردان آن مرحوم مى گوید:

«آیت الله مرندى بعد از ملاحظه تفسیر ارزنده امام خمینى بر سوره حمد، از ایشان بسیار با عظمت یاد مى کردند و مى فرمودند: عرفان امام بسیار بلند است و من عرفانى به این حد ندیده ام.»([20])

یکى دیگر از فرزندان آن مرحوم مى گوید:

«اوائل انقلاب من با پول خودم یک تلویزیون براى منزل تهیه کردم. آقا به تلویزیون نگاه نمى کردولى یکبار که تفسیر سوره حمد امام راحل پخش مى شد آمدند و با دقت به مباحث توجه کردند و وقتى هم اشعار امام چاپ شد من با برادرم آقا عبدالله براى ایشان مرتب این اشعار را مى خواندیم. (دکتر کتاب خواندن را براى ایشان ممنوع کرده بود) حتى یکبار از شنیدن آن اشعار عرفانى منقلب شدند و گریه کردند.

سپس فرمودند: «امام عرفان را چشیده است!» در ارتحال امام خمینى نیز با این که کسالت شدیدى داشتند ولى فرمودند: مرا به مسجد «قیام»ببرید و آمدندولى چون نمى توانستند از پله هاى مسجد بالا بروند در جلو مسجد ایستادند و چند کلمه فرمودند و این مصیبت را به مردم عزیز مرند که در آنجا ازدحام کرده بودند، تسلیت گفتند.»([21])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS