دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر قاضى نورالله شوشترى درباره علامه محمد فخر المحققین

No image
نظر قاضى نورالله شوشترى درباره علامه محمد فخر المحققین

متفکر شهید، قاضى نورالله شوشترى نویسنده کتاب احقاق الحق، در مورد تحصیلات علمى وکمالات اخلاقى و استعداد سرشار فخرالمحققین مى نویسد:

«شیخ فخرالدین محمّد بن شیخ جمال الدین بن مطهرحلّى، افتخار آل مطهر وخال جمالِ پدرِ دانشور بود، در علوم عقلى ونقلى محققى نحریر (زبردست)، و در عُلوِّ فهم و فطرت مدقّقى بى نظیر بود.»

قاضى نورالله شوشترى در ادامه مى نویسد:

«وى درخدمت پدر بزرگوارش تربیت یافته ودر سن ده سالگى نور اجتهاد از ناصیه او تافته، چنان که خود نیز در شروع خطبه قواعد به آن پرداخته و این گونه نبوغ در میان بزرگان ما همچون سید بن طاووس و ابو على سینا و دیگران وجود داشته و هیچ گونه جاى تعجب و شگفتى نیست.»([6])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS