دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نماز باران

No image
نماز باران

نماز باران

یکی از قضایای معروف زندگی مرحوم حاج ملا محمّدصادق، نماز باران ایشان است که هنوز در میان مردم قم مشهور است. مرحوم حجت الاسلام سید محمّد منتظری قمی ـ امام جماعت مسجد خندق ـ گفت: من از پیر مردان قدیم قم شنیدم که گفتند:

زمانی در قم خشک سالی سختی شد و کشت زارها در آتش بی آبی می سوخت. مرحوم حاج ملا صادق، برای نماز استسقاء به سمت رودخانه حرکت کرد. وقتی که به مسجد امام حسن عسکری، علیه السلام، رسید، خادم خود را طلبید و فرمود: استری بیاورد که هنگام برگشت ـ به دلیل بارندگی زیاد و گل آلود شدن زمین ـ بر آن سوار شود و نیز در مسیر راه به افرادی که در حاشیه ی رودخانه، به خرید و فروش گوسفند و سایر حیوانات می پرداختند، تذکر دادند که احشام و حیوانات خود را جمع کنید که مبادا سیل بیاید و آن ها را با خود ببرید. این مطلب، مورد حیرت و شگفتی مردم شد.

مرحوم حاجی رفت و در کنار رودخانه، نزدیک خاک فرج رو به قبله ایستاد و با انگشت سبابه خود به چهار طرف آسمان اشاره کرد و چهار تکبیر گفت و نمازی خواند. بلافاصله در اندک مدتی ابرهای متراکم، نمایان و باران فراوان بارید و خشک سالی به کلی از بین رفت. مردمی که همراه حاجی بودند در هنگام بازگشت، همگی لباس هایشان خیس شد[14].

ناصر الشریعة می نویسد:

«... و نماز استسقای ایشان هم در قم مشهور و بر السنه و افواه مذکور است که هنوز اهالی از مصلّی به منازل خود نرسیده که غریق رحمت الهی گردیدند.»[15].

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS