دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نماز

No image
نماز

نماز

نماز آیت الله خوانسارى حدیث شگفتى داشت در او چنان باور خدا تجلّى کرده بود که در نماز حجاب بر مى کشید و روحش به بهشت یاد درمى آمد او خود در این باره چنین گفته بود: در نماز که مى ایستم مثل این است که باخدا شفاهى صحبت مى کنم و انگار رخ به رخ هستم در پى نمایاندن این چهره معنوى او بود که با درخواست جمعى از دل باوران، آیت الله سید احمد خوانسارى، برقرارى نماز جماعت فیضیه را به او واگذاشت در این نماز پرشکوه حتى مقدسانى که تردیدشان در عدالت امامان جماعت بسیار بود و به هرکس اقتدا نمى کردند، بى هیچ واهمه اى با او به نماز مى ایستادند بعضى از شبها هم که آقاى خوانسارى نمى آمد آیت الله (امام)خمینى که از اساتید بنام حوزه بود اقامه نماز مى کرد از آن رو که نماز جمعه در نظرگاه فقهى آیت الله خوانسارى واجب احتیاطى بود در حوالى سال 1320 بعد از سالیان سال این نماز متروک و مهجور مانده بود، از سوى آن فقیه بزرگ در مدرسه فیضیه بپا شد بعدها فیضیه هم گنجایش خیل آن همه مشتاقان نداشت براى همین، مکان نماز به مسجد امام حسن عسکرى(علیه السلام)انتقال یافت برگزارى این نماز چنان پرتأثیر شد که به دنبال آن در بیشتر شهرها نماز جمعه جانى تازه گرفت([5])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS